رکنا: وقتی که به میعادمان رفتیم آقای مطهری در حالی که چند نفر پشت سرشان حرکت میکردند از منزلی خارج شد، من ابتدا استاد شهید را به نام صدا کردم و همین که با پاسخ وی را شناختم به سویش شلیک کردم و بلافاصله پا به فرار گذاشتم. اما ناگهان دیدم دو نفری که در پیکان سفید منتظر من نشسته بودند فرار کردند.