رکنا: یک لیوان آب خنک سرکشیدم ، نشستم و داستان زندگی ام را برای خانم مشاور کلانتری تعریف کردم و گفتم: صبح قبل از طلوع آفتاب با پسر مورد علاقه ام فرار کرده ام . اما بین راه پشیمان شده ام و حالا هم اینجا هستم و از کرده خودم پشیمانم.
جستجوگر هوشمند خبر