رکنا: چهار پنج سال پیش برای یک هفته توی دهکده خوشآب و هوایی خونهای رو اجاره کرده بودم. تنهایی به اون مسافرت رفته بودم و قصد داشتم که تا میتونم از خلوت و آرامش اونجا استفاده کنم. از صبح که بلند میشدم میزدم به کوه و دشت و حدود عصر برمیگشتم به خونهام و چیزی برای خوردن درست میکردم و شبها رو هم معمولا کنار شومینه هیزمی داخل خونه مینشستم و کتاب میخوندم.