حوادث رکنا: یادم هست در ایام کودکی که هنوز به سن دبستان نرسیده بودم، در راه خانه با فریب خرید بستنی از سوی یک ناشناس، گوشوارههایم با دستان دزد با معرفت باز شد و آنها را در جیبش پنهان کرد و به من گفت، خانهتان کجاست و دستهای کوچکم را محکم گرفت و من را کشان کشان به سمت خانه مان برد.